قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2552

تاريخ الفي ( فارسى )

تلبيه به معنى اجابت دعوت امام است نه عبارت از لبيك گفتن . و هفت نوبت طواف خانه نمودن عبارت از مؤالات ائمّهء سبعه است . و بهشت عبارت است از راحت ابدان از مشقّت تكاليف شرعيّه ، و دوزخ عبارت است از ابتلاى به آن تكاليف . و اعتقاد اين طايفه ، در تحقيق تنزيه ذات بارى تعالى آن است كه ذات حقّ ، سبحانه و تعالى ، نه موجود است و نه معدوم ، نه جاهل و نه عالم ، نه قادر و نه عاجز . همچنين جميع صفات ضدين را نفى از ذات وى نمايند . و چون استقصاى عقايد نه از وظايف كتب تواريخ است ، به اين مقدارى كه مذكور گشت اكتفا نموده شروع در مقصود مىنمايد « 1 » . در تاريخ ابن أثير جزرى مسطور است كه چون سلطان ملكشاه وفات يافت ، حرم محترم او تركان خاتون فوت او را پنهان داشته پيش جمعى از امراى بزرگ كس فرستاده از ايشان جهت فرزند خود [ 302 ب ] محمود بن ملكشاه ، كه در آن وقت در سنّ چهارده سالگى بود ، بيعت خواست و انواع تحف و هداياى آن جماعت را با خود متّفق گردانيد . چون آن جماعت از امرا ، كه مدار حلّ عقد و مهمّات سلطان ملكشاه بر ايشان بود ، با تركان خاتون « 2 » متّفق شدند ، به صوابديد ايشان كس پيش خليفه ، المقتدى بامر اللّه ، فرستاده از وى التماس نمود كه وى فرمايد كه در بلاد عراق عرب خطبا القاب محمود بن ملكشاه را بر رؤوس منابر ياد كنند . خليفه ملتمس او را مبذول داشت ، امّا به شرط آنكه ترتيب جيوش و مهمّات سپاه به رأى و رؤيت امير انر « 3 » ، كه از كبار امراى سلطان ملكشاه بود ، متعلّق باشد و مهمّات اخذ خراج از رعايا به تاج الملك ، كه وزير تركان خاتون بود ، مرجوع باشد . تركان خاتون اوّلا در جواب خليفه گفت كه : اين شرط صلاح دولت ما نيست ؛ چه ، هركدام از امراى سلطان را كه دولتخواه تو مىيابيم به او مهمّات مىفرماييم ، و شايد كه اين دو شخص كه الحال دولت خواهند تغيير اوضاع خود نمايند و آن زمان صلاح دولت ما در آن نباشد كه ايشان را مهمّات دهيم . القصّه ، چون اين كلمات از زبان تركان خاتون به سمع خليفه ، المقتدى بامر اللّه ، رسانيدند ، خليفه ، محمّد غزالى طوسى را پيش تركان خاتون فرستاده پيغام داد كه : توليّت پسر تو كه هنوز در سن طفوليت است بر ساير برايا شرعا جايز نيست ، مگر آنكه ما از قبل جماعتى را كه هميشه

--> ( 1 ) . به‌طور مشروح در خصوص عقايد و آراء و عملكرد فرقهء اسماعيليان ؛ - مارشال هاجسن ، فرقهء اسماعيليه ، ترجمهء فريدون بدره‌اى ؛ ناصر خسرو ، ديوان ناصر خسرو ، مقدمهء مرحوم سيد حسن تقىزاده ، رشيد الدّين فضل اللّه ، جامع التّواريخ ، « قسمت اسماعيليان » ، ص 110 . ( 2 ) . تركان خاتون ، زن سوگلى سلطان ملكشاه ، كه به « خاتون الجلاليّه » مشهور بود . ( 3 ) . م : امير پرويز ؛ ق ، ش : امير ويز . اين نام در ديگر منابع از جمله الكامل ابن أثير ، سلجوقنامه به صورتهاى ديگر آمده است . اينجا از روى راحة الصّدور تصحيح شد .